برگزيده جشنواره مروجان كتاخواني

طرح "بامداد کتابخانه ها و ترویج خواندن" در سال ۱۳۷۵ در شورای کتاب کودک متولد شد. این طرح با سه دهه فعالیت‌های چشمگیر و سهم پایدار در اجرای برنامه‌های ترویج کتابخوانی در میان کودکان برگزیده ششمین "جشنواره تقدیر از مروجان کتاب خوانی" در بخش گروه ها و نهادها شد. این جشنواره با همکاری و همراهی گروه ها و نهادها و تشکل های غیردولتی تحت عنوان7 "شبکه مروجان کتابخوانی کشور" و پشتیبانی "دفتر مطالعات و برنامه ریزی فرهنگی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد" برگزار می شود.

با درود بر شما آموزگاران همکار طرح بامداد؛ با درود بر شما دوستدا‌ران کودک همکار طرح؛ با درود بر شما پشتیبانان مالی طرح؛ بدون همراهی و تلاش تک‌تک‌تان کسب این افتخار غیرممکن بود. طرح "بامداد کتابخانه‌ها و ترویج خواندن" برگزیده ششمین جشنواره تقدیراز مروجان کتابخوانی شد.

طرح "بامداد کتابخانه‌ها و ترویج خواندن" در ششمین "جشنواره تقدیر از مروجان کتاب خوانی" که اختتامیه آن در بیست و پنج آبان ماه در تالار فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، در بخش گروه‌ها و نهادها برگزیده شد. این جشنواره با همکاری و همراهی گروه‌ها و نهادها و تشکل‌های غیردولتی تحت عنوان "شبکه مروجان کتابخوانی کشور" و پشتیبانی "دفتر مطالعات و برنامه ریزی فرهنگی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد" برگزار می‌شود. طرح "بامداد کتابخانه‌ها و ترویج خواندن" در شورای کتاب کودک درسال ۱۳۷۵ متولد شد. این طرح سه دهه فعالیت‌ چشمگیر و سهم پایدار در اجرای برنامه‌های ترویج کتابخوانی کودکان داشته است.

قصه های ترویج

بورد “من زمانی شاد هستم که…”

بورد “من زمانی شاد هستم که…”

خانه کتابدار کودک و نوجوان در نظر دارد، هر ماه با طرح یک سوال روی بورد خانه کتابدار، تعامل بیشتری با مخاطبان و اعضای خود ایجاد کند. با این کار می توانیم به یک موضوع از پنجره های مختلف نگاهی بیندازیم. اولین سوال خرداد ماه مطرح شد، با این عنوان:
“من زمانی شاد هستم که…”
“تفریح با دوستانم کنم
وقتی با همسرم گپ می زنم
یاد می گیرم- پیشرفت می کنم
همسرم باشه و دخترم کنارم باشه
کار خوبی پیدا کنم
یاد نعمت های بزرگ زندگیم می افتم.
کتاب می خوانم
به همسرم نگاه می کنم و عشق را در چشمانش می بینم
برم شمال
در جاده باشم
پارک می روم
با دوستان به مسافرت بروم-آشپزی کنم
پاستا می خورم
کودک خردسالی را می بینم
روز تولدم هست
در پارک بازی می کنم
یک هنر جدید یاد می گیرم و به داشته هایم می افزایم
پول داشته باشم
در مسافرتم
موسیقی گوش می کنم
با دوستانم تفریح می کنم
مسافرت
با دوستم بیرون به پارک می روم
فرزندان سرزمینم شاد باشند
پسرم شغل مناسبی داشته باشد
یه وسیله جدید با ابزار های خونه مون درست می کنم
ps4 بازی می کنم و وقتی در پارک هستم
کنار کسی که دوستش دارم باشم
در طبیعت باشم”
روایتی از یکی از همکاران خانه کتابدار:
ماجراهای با مزه و قشنگی که در کنار این برد تجربه کردم و خیلی دوست داشتم: مادری که از شادی فرزندش تعجب میکرد و یا خنده اش میگرفت و به فکر فرو میرفت که چرا تا این زمان به این موضوع فکر نکرده یا از فرزندش نپرسیده چه چیزی خوشحالش میکند…دوستانی که ذوق زده میشدند وقتی میفهمیدند دوستانشان راچه چیزی خوشحال میکند و چقدر خوشحال کردن دوستانشان  کاره ساده ای بوده و آنها بی خبر بودند  و در پسِ ذهنشان نقشه میکشدند که بزودی انها را خوشحال کنند….گاهی کسی هر چقدر میگشت شادیش را پیدا نمیکرد و با نگاه کردن به شادی های روی برد پی میبرد که چه قدر میشود ساده اما زیبا خوشحال بود و امیدوار تر از همیشه زندگی کرد…به نظر من این برد، بردِ شمردن نعمت های زندگی بود…

اخبار مرتبط

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در خبرنامه ما عضو شوید :