ويژه برنامه ي هفته كودك ١٣٩٨

خانه كتابدار كودك و نوجوان برگزار مي كند: ويژه برنامه ي هفته ي كودك، با حضور خانم قبادي

روز يكشنبه ١٤ مهر ؛ ساعت ١٥

منتظر حضور گرم و پرشور شما هستيم.

كارگاه آموزش مهارت هاي زندگي به كودكانمان

خانه كتابدار كودك و نوجوان برگزار مي كند: كارگاه آموزش مهارت هاي زندگي به كودكانمان با كتابخواني و قصه گويي

با حضور مينا حبيب نژاد

بازي هاي هدفمند براي بالا بردن سطح توانمندي و هوش هاي چندگانه

مشاوره آموزشي و تربيتي

بازبيني رفتارهاي خواسته و ناخواسته كودك

بازبيني روش هاي فرزندپروري در كارگاه هاي خانواده ي كودك

كارگاه كودك همراه با مادر و پدر

ويژه كودكان ٦ ماه تا ١٢ سال

براي كسب اطلاعات بيشتر و ثبت نام، با شماره ٠٢١٦٦٩٦٢٩٠٤ تماس بگيريد.

كارگاه كتاب بازي كاردستي -خردسالان

خانه كتابدار كودك و نوجوان برگزار مي كند: كارگاه "كتاب، بازي، كاردستي" با تسهيلگري خانم حميده ابراهيمي

گروه سني ٤ تا ٥ سال ساعت ١٠:٣٠ الي ١٢ روزهاي چهارشنبه شروع از ١٠ مهر ١٠ جلسه (فصل پاييز)

براي ثبت نام و كسب اطلاعات بيشتر با كتابخانه كودك و نوجوان تماس حاصل فرماييد. شماره تماس : 66962904 الي 5

قصه های ترویج

بورد “من زمانی شاد هستم که…”

بورد “من زمانی شاد هستم که…”

خانه کتابدار کودک و نوجوان در نظر دارد، هر ماه با طرح یک سوال روی بورد خانه کتابدار، تعامل بیشتری با مخاطبان و اعضای خود ایجاد کند. با این کار می توانیم به یک موضوع از پنجره های مختلف نگاهی بیندازیم. اولین سوال خرداد ماه مطرح شد، با این عنوان:
“من زمانی شاد هستم که…”
“تفریح با دوستانم کنم
وقتی با همسرم گپ می زنم
یاد می گیرم- پیشرفت می کنم
همسرم باشه و دخترم کنارم باشه
کار خوبی پیدا کنم
یاد نعمت های بزرگ زندگیم می افتم.
کتاب می خوانم
به همسرم نگاه می کنم و عشق را در چشمانش می بینم
برم شمال
در جاده باشم
پارک می روم
با دوستان به مسافرت بروم-آشپزی کنم
پاستا می خورم
کودک خردسالی را می بینم
روز تولدم هست
در پارک بازی می کنم
یک هنر جدید یاد می گیرم و به داشته هایم می افزایم
پول داشته باشم
در مسافرتم
موسیقی گوش می کنم
با دوستانم تفریح می کنم
مسافرت
با دوستم بیرون به پارک می روم
فرزندان سرزمینم شاد باشند
پسرم شغل مناسبی داشته باشد
یه وسیله جدید با ابزار های خونه مون درست می کنم
ps4 بازی می کنم و وقتی در پارک هستم
کنار کسی که دوستش دارم باشم
در طبیعت باشم”
روایتی از یکی از همکاران خانه کتابدار:
ماجراهای با مزه و قشنگی که در کنار این برد تجربه کردم و خیلی دوست داشتم: مادری که از شادی فرزندش تعجب میکرد و یا خنده اش میگرفت و به فکر فرو میرفت که چرا تا این زمان به این موضوع فکر نکرده یا از فرزندش نپرسیده چه چیزی خوشحالش میکند…دوستانی که ذوق زده میشدند وقتی میفهمیدند دوستانشان راچه چیزی خوشحال میکند و چقدر خوشحال کردن دوستانشان  کاره ساده ای بوده و آنها بی خبر بودند  و در پسِ ذهنشان نقشه میکشدند که بزودی انها را خوشحال کنند….گاهی کسی هر چقدر میگشت شادیش را پیدا نمیکرد و با نگاه کردن به شادی های روی برد پی میبرد که چه قدر میشود ساده اما زیبا خوشحال بود و امیدوار تر از همیشه زندگی کرد…به نظر من این برد، بردِ شمردن نعمت های زندگی بود…

اخبار مرتبط

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در خبرنامه ما عضو شوید :