كارگاه تربيت سالم در خانواده

خانه كتابدار كودك و نوجوان برگزار مي كند: "كارگاه تربيت سالم در خانواده"  با تسهيلگري خانم مينا حبيب نژاد با هدف توانمندسازي والدين براي كشف توانايي، استعداد و مهارت هاي كودكان

سه شنبه: ٥ شهريور ساعت: ١٧:٣٠ الي ١٨:٣٠ مخاطب: خانواده و كودك (حضور پدران الزامي ست)

براي ثبت نام با كتابخانه كودك تماس حاصل فرماييد: شماره تماس: ٦٦٩٦٢٩٠٤ الي ٥

كارگاه داستان نويسي، تير٩٨

  • خانه كتابدار كودك و نوجوان برگزار مي كند: كارگاه "داستان نويسي" با تسهيلگري مربيان

 گروه دستنوشته هاي شوراي كتاب كودك 

دوشنبه ها ساعت ١٥ الي ١٦:٣٠ 

٧ جلسه - شروع دوره از ٢٤ تير 

محورهاي كارگاه: افزايش مهارت نوشتن و آشنايي با عناصر داستان و ... 

براي ثبت نام و كسب اطلاعات بيشتر با كتابخانه كودك و نوجوان تماس حاصل فرماييد. 

شماره تماس: ٦٦٩٦٢٩٠٤ - ٥ 

جشن آبريزان-جشن تيرگان ٩٨

جشن آبريزان، جشن آب پاشان: سه پاس* در سرزمینی زندگی می کنیم که از کوچک ترین دلیل برای برپایی جشنی به یاد ماندنی تا بزرگترین بهانه برای جاودان نگه داشتن آن غفلت نمی شود. وقتی اندوه را ناسپاسی و شاد بودن را شکرانه نعمات می دانیم،  برای روزی از ماه که با نام آن ماه یکی می شود، جشنی می گیریم. در تیرماه دو جشن زیبا وجود داشته، 6 تیر "جشن نیلوفر" و 10 تیر یا 13 تیر "جشن آبریزان"و حالا، زمان  هم نام شدن روز 13 تیر که روز و ماه با همدیگر همنام شده اند، با افزودن "گان"آن را تبدیل به "جشن تیرگان" می کنند و با هم و در کنار هم این روز را جشن می گیریم.

با هم به دوران دورِ دور سفر می کنیم تا دریابیم به کدام دلیل این روز را جشن می گیریم:

  • بارش باران پس از 7 سال قحط سالی، قهر آسمان با زمین
  • پرتاب تیر با تمام نیروی بدن
  • تقدیر و تشکر از دبیران و دهقانان

با یک بطری خالی آب معدنی کوچک که با روبان تزیین شده است، منتظرتان هستیم.

چهارشنبه 12/4/98

ساعت 15:30 الی 16:30

خانه کتابدار کودک و نوجوان

*سه پاس ( با چشم، گوش و زبان، سپاس از خالق بزرگ)

قصه های ترویج

بورد “من زمانی شاد هستم که…”

بورد “من زمانی شاد هستم که…”

خانه کتابدار کودک و نوجوان در نظر دارد، هر ماه با طرح یک سوال روی بورد خانه کتابدار، تعامل بیشتری با مخاطبان و اعضای خود ایجاد کند. با این کار می توانیم به یک موضوع از پنجره های مختلف نگاهی بیندازیم. اولین سوال خرداد ماه مطرح شد، با این عنوان:
“من زمانی شاد هستم که…”
“تفریح با دوستانم کنم
وقتی با همسرم گپ می زنم
یاد می گیرم- پیشرفت می کنم
همسرم باشه و دخترم کنارم باشه
کار خوبی پیدا کنم
یاد نعمت های بزرگ زندگیم می افتم.
کتاب می خوانم
به همسرم نگاه می کنم و عشق را در چشمانش می بینم
برم شمال
در جاده باشم
پارک می روم
با دوستان به مسافرت بروم-آشپزی کنم
پاستا می خورم
کودک خردسالی را می بینم
روز تولدم هست
در پارک بازی می کنم
یک هنر جدید یاد می گیرم و به داشته هایم می افزایم
پول داشته باشم
در مسافرتم
موسیقی گوش می کنم
با دوستانم تفریح می کنم
مسافرت
با دوستم بیرون به پارک می روم
فرزندان سرزمینم شاد باشند
پسرم شغل مناسبی داشته باشد
یه وسیله جدید با ابزار های خونه مون درست می کنم
ps4 بازی می کنم و وقتی در پارک هستم
کنار کسی که دوستش دارم باشم
در طبیعت باشم”
روایتی از یکی از همکاران خانه کتابدار:
ماجراهای با مزه و قشنگی که در کنار این برد تجربه کردم و خیلی دوست داشتم: مادری که از شادی فرزندش تعجب میکرد و یا خنده اش میگرفت و به فکر فرو میرفت که چرا تا این زمان به این موضوع فکر نکرده یا از فرزندش نپرسیده چه چیزی خوشحالش میکند…دوستانی که ذوق زده میشدند وقتی میفهمیدند دوستانشان راچه چیزی خوشحال میکند و چقدر خوشحال کردن دوستانشان  کاره ساده ای بوده و آنها بی خبر بودند  و در پسِ ذهنشان نقشه میکشدند که بزودی انها را خوشحال کنند….گاهی کسی هر چقدر میگشت شادیش را پیدا نمیکرد و با نگاه کردن به شادی های روی برد پی میبرد که چه قدر میشود ساده اما زیبا خوشحال بود و امیدوار تر از همیشه زندگی کرد…به نظر من این برد، بردِ شمردن نعمت های زندگی بود…

اخبار مرتبط

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در خبرنامه ما عضو شوید :