جشن پایان سال و استقبال از نوروز- 97

خانه کتابدار کودک و نوجوان برگزار می کند: "جشن پایان سال و استقبال از نوروز" با حضور خانمها رعنا، قبادی و قویدل در روز چهارشنبه 22 اسفند 97 برای تمامی گروه های سنی از ساعت 15 تا 16:30. منتظر حضور گرم و پرشور دوستان خانه ی کتابدار هستیم.

برنامه روز درختکاری 97

خانه كتابدار كودك و نوجوان برگزار مي كند: ويژه برنامه روز درختكاري در روز چهارشنبه ١٥ اسفند از ساعت ١٥ الي ١٦:٣٠  برگزار می گردد. منتظر حضور گرم و سبز همه ي دوستان هستيم.

کارگاه 13 بازی برای سیزده به در امسال-98

شاد بودن نشانه ي شكرگزار بودن.  بسازيد و از داد باشيد شاد، تن آسان و از كين مگيريد ياد : به مناسبت رسيدن سال نو سرشار از شادي و
آماده شدن براي تعطيلات و سيزده بدري شگفت انگيز، با "١٣ بازي" با ابزار و بدون ابزار در روز چهارشنبه ٨ اسفندگان از ساعت ١٥ الي ١٦:٣٠ با هم و در كنار هم روزي به ياد ماندني را بسازيم. با تسهيلگری خانم قبادي
لطفاً شما هم اگر بازي داريد، ما را در چگونگي آن سهيم كنيد.

قصه های ترویج

روایتی از بچه های خانه

روایتی از بچه های خانه

با شور و هیجان همیشگی وارد شد. سلام و احوالپرسی کرد و گفت می‌رم بالا که درس بخونم. چند روز پیش بود که مهمان ساندویچِ اولین حقوقش شدیم و آرزو کردیم سال دیگر با حقوقش سوییچ ماشین مهمانمان کند 🙂
۱۹ سال دارد. ۸ سال داشته که به خانه کتابدار آمده است. ۱۱ سالی می‌شود که ما به خنده‌ها و انرژی او عادت کرده‌ایم. همه کتابداران و مربیانی که در این سال‌ها به او یاد دادند کتابخانه چجور جایی می‌تواند باشد و او چه پویا به این رابطه‌ی بده و بستان پیوسته و آن را پرورانده است. پرسیدم خبر جدید، کتاب جدید، شروع کرد که کتابی می‌خوندم به نام “صورتت را بشور دختر جان”، که اونم تو مترو که دست دختری دیدم برام جالب شد برم و این کتاب رو بخرم که خیلی هم پرفروش شده است. اما بعد فهمیدم که این کتاب رو ناشر دیگری چند سالی است که ترجمه کرده با عنوان “خودت باش دختر جان” و اتفاقا هم پررونق نبوده. بعد شروع کرد به تحلیل جریان جدیدی که راه‌افتاده و کتاب‌هایی خلاصه و کوتاه و دستکاری در ترجمه که فروش بره بالا و اینکه در کتاب هم هیچ توضیحی مبنی بر خلاصه بودن یا مثلا اینکه برداشت ازاد شده، نمی‌کنند و … خلاصه همین‌جوری سرپا و در آستانه در کلی حرف زدیم.

بعد که رفت، کلی ذوق کردم. به چشم‌هایی که برق می‌زند و می‌گوید “من می‌خواهم یک نویسنده معروف بشوم”. ذوق کردم به تلاش خودش که با این همه انرژی می‌داند چطور ساعاتی را هم برای رویایش با خودش خلوت کند. ذوق کردم برای همه آن‌هایی که در این ۱۱ سال با او تعامل داشتند و حالا می‌توانند حسابی کیف کنند. ذوق کردم که درست است ما در خاطره تاریخی‌مان چیزی به نام کتابخانه نشنیده‌ایم اما دست‌کم بچه‌های این روزها می‌توانند فکر کنند کتابخانه چطور جایی است …

اخبار مرتبط

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در خبرنامه ما عضو شوید :