كارگاه مادر و كودك (كتابخواني و مهارت هاي زندگي)

خانه كتابدار كودك و نوجوان برگزار مي كند: كارگاه "مادر و كودك" (با محوريت كتاب و كتابخواني و آموزش مهارت هاي زندگي) با تسهيلگري خانم مينا حبيب نژاد

١- گروه سني : ٤ تا ٦ سال 

روزهاي يكشنبه ساعت ١٤:١٥ الي ١٥:١٥

٢- گروه سني: ٢ تا ٤ سال 

روزهاي يكشنبه ساعت ١٥:٣٠ الي ١٦:٣٠ 

٨ جلسه 

(شروع دوره از يكشنبه ٢٢ دي تا يكشنبه١١ اسفند)

براي ثبت نام با كتابخانه كودك تماس حاصل فرماييد.

كارگاه قصه گويي ديجيتال

نشست "داستان گویی دیجیتال، رسانه‌ای در خدمت پرورش مهارت‌های شناختی نوجوانان"در شورای کتاب کودک: این نشست با هدف معرفی رسانه داستان گویی دیجیتال در خدمت پرورش شناخت اجتماعی نوجوانان برگزار می‌شود:

محورهای نشست:

  • داستان گویی دیجیتال چیست؟
  • داستان گویی دیجیتال نسبت به انواع دیگر روایت گری و شیوه های مختلف بیان چه جایگاهی دارد؟
  • اهمیت داستان گویی دیجیتال در پرورش نقش شناخت اجتماعی در چیست؟
  • چرا مهم است که امکانات شبکه‌های دیجیتالی برای رونق فضای گفتگو و یادگیری مشارکتی نوجوانان استفاده کنیم؟
  • چطور می‌توانیم از داستان گویی دیجیتال برای آموزش موثرتر بهره ببریم؟
  • و تجربه بومی سازی شده داستان گویی دیجیتال در ایران: گروه قصه گویی دیجیتال شهرزاد

ارائه دهنده: لاله خسروی پژوهشگر حوزه روایت گری دیجیتال و عضو گروه قصه گویی دیجیتال شهرزاد.

مکان: کتابخانه تحقیقاتی شورای کتاب کودک

زمان: ۱۸ دی ۱۳۹۸- ساعتی ۱۶ الی ۱۷:۳۰.

جشن يلدا ٩٨ در خانه كتابدار

خانه كتابدار كودك و نوجوان برگزار مي كند: ويژه برنامه شب يلدا با حضور خانم ها قويدل، غديري و مسعودي (اعضاي گروه ترويج خواندن شوراي كتاب) زمان: چهارشنبه ٢٧ آذر براي گروه سني ب و ج ( ٧ تا ١٤ سال) ساعت ١٥ الي ١٦:٣٠

قصه های ترویج

روایتی از بچه های خانه

روایتی از بچه های خانه

با شور و هیجان همیشگی وارد شد. سلام و احوالپرسی کرد و گفت می‌رم بالا که درس بخونم. چند روز پیش بود که مهمان ساندویچِ اولین حقوقش شدیم و آرزو کردیم سال دیگر با حقوقش سوییچ ماشین مهمانمان کند 🙂
۱۹ سال دارد. ۸ سال داشته که به خانه کتابدار آمده است. ۱۱ سالی می‌شود که ما به خنده‌ها و انرژی او عادت کرده‌ایم. همه کتابداران و مربیانی که در این سال‌ها به او یاد دادند کتابخانه چجور جایی می‌تواند باشد و او چه پویا به این رابطه‌ی بده و بستان پیوسته و آن را پرورانده است. پرسیدم خبر جدید، کتاب جدید، شروع کرد که کتابی می‌خوندم به نام “صورتت را بشور دختر جان”، که اونم تو مترو که دست دختری دیدم برام جالب شد برم و این کتاب رو بخرم که خیلی هم پرفروش شده است. اما بعد فهمیدم که این کتاب رو ناشر دیگری چند سالی است که ترجمه کرده با عنوان “خودت باش دختر جان” و اتفاقا هم پررونق نبوده. بعد شروع کرد به تحلیل جریان جدیدی که راه‌افتاده و کتاب‌هایی خلاصه و کوتاه و دستکاری در ترجمه که فروش بره بالا و اینکه در کتاب هم هیچ توضیحی مبنی بر خلاصه بودن یا مثلا اینکه برداشت ازاد شده، نمی‌کنند و … خلاصه همین‌جوری سرپا و در آستانه در کلی حرف زدیم.

بعد که رفت، کلی ذوق کردم. به چشم‌هایی که برق می‌زند و می‌گوید “من می‌خواهم یک نویسنده معروف بشوم”. ذوق کردم به تلاش خودش که با این همه انرژی می‌داند چطور ساعاتی را هم برای رویایش با خودش خلوت کند. ذوق کردم برای همه آن‌هایی که در این ۱۱ سال با او تعامل داشتند و حالا می‌توانند حسابی کیف کنند. ذوق کردم که درست است ما در خاطره تاریخی‌مان چیزی به نام کتابخانه نشنیده‌ایم اما دست‌کم بچه‌های این روزها می‌توانند فکر کنند کتابخانه چطور جایی است …

اخبار مرتبط

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در خبرنامه ما عضو شوید :