هشتمين نمايشگاه و فروشگاه "مادران خانه"

خانه کتابدار کودک و نوجوان برگزار می کند: هشتمين نمايشگاه و فروشگاه "مادران خانه" با موضوع "کتاب و توانمندسازی بانوان" از شنبه ششم تا چهارشنبه دهم بهمن، ساعت ٩:٣٠ الي ١٦ در محل خانه كتابدار كودك و نوجوان

  • محصولات و صنایع دستی
  • دیدار و گفتگو
  • کارگاه های آموزشی
  • بازی های گروهی

ورود برای عموم آزاد است.

علاوه بر نمایشگاه، برنامه های

شنبه، ساعت 10: نشست قصه های عروسک های بومی با حضور پرور قویدل و معصومه رعنا

یکشنبه، ساعت 11:30: نمایش و تحلیل فیلم "مشق شب" با حضور شکوه حاجی نصرالله

دوشنبه، ساعت 11:30: نشست تفکر مثبت با حضور نسرین هوشمندزاده

دوشنبه، ساعت 15: نشست الاکلنگِ خوردن و فعالیت با حضور فائزه وحدت نیا

سه شنبه، 10: نشست ارتباط بدون خشونت با حضور مرضیه غفاری

سه شنبه، 14: چای می نوشیم و کتاب می خوانیم با حضور امین موحدی پور و فائزه وحدت نیا

چهارشنبه، 11: کارگاه سفر به دنیای کودکان با ساخت عروسک های خمیری با حضور ویکتوریا محمدهادی

چهارشنبه، 14: روایت یک داستان با حضور مینا حبیب نژاد

کارگاه خداحافظی با پوشک-1397

خانه كتابدار كودك و نوجوان برگزار مي كند: كارگاه "خداحافظي با پوشك" با تسهيلگری مينا حبيب نژاد، يكشنبه ٢٨ بهمن 97 ساعت ١٣ الي ١٤

آوردن لگن مخصوص كودك و اسباب بازي محبوب وي الزامي است.

براي ثبت نام با كتابخانه كودك تماس حاصل فرماييد. تلفن تماس: ٦٦٩٦٢٩٠٤ الي ٥

کتابخوانی و آشنایی با مهارت های اجتماعی-97

خانه كتابدار كودك و نوجوان برگزار مي كند: كارگاه "كتابخواني و آشنايي با مهارت هاي اجتماعي" برای گروه سني ٥ تا ٧ سال مربي: خانم مينا حبيب نژاد ٤ جلسه يكشنبه ساعت ١٤ الي ١٥ شروع دوره: يكشنبه ٢٣ دي

براي ثبت نام با كتابخانه كودك تماس حاصل فرماييد.

تلفن تماس ٦٦٩٦٢٩٠٤ الي ٥

قصه های ترویج

روایتی از بچه های خانه

روایتی از بچه های خانه

با شور و هیجان همیشگی وارد شد. سلام و احوالپرسی کرد و گفت می‌رم بالا که درس بخونم. چند روز پیش بود که مهمان ساندویچِ اولین حقوقش شدیم و آرزو کردیم سال دیگر با حقوقش سوییچ ماشین مهمانمان کند 🙂
۱۹ سال دارد. ۸ سال داشته که به خانه کتابدار آمده است. ۱۱ سالی می‌شود که ما به خنده‌ها و انرژی او عادت کرده‌ایم. همه کتابداران و مربیانی که در این سال‌ها به او یاد دادند کتابخانه چجور جایی می‌تواند باشد و او چه پویا به این رابطه‌ی بده و بستان پیوسته و آن را پرورانده است. پرسیدم خبر جدید، کتاب جدید، شروع کرد که کتابی می‌خوندم به نام “صورتت را بشور دختر جان”، که اونم تو مترو که دست دختری دیدم برام جالب شد برم و این کتاب رو بخرم که خیلی هم پرفروش شده است. اما بعد فهمیدم که این کتاب رو ناشر دیگری چند سالی است که ترجمه کرده با عنوان “خودت باش دختر جان” و اتفاقا هم پررونق نبوده. بعد شروع کرد به تحلیل جریان جدیدی که راه‌افتاده و کتاب‌هایی خلاصه و کوتاه و دستکاری در ترجمه که فروش بره بالا و اینکه در کتاب هم هیچ توضیحی مبنی بر خلاصه بودن یا مثلا اینکه برداشت ازاد شده، نمی‌کنند و … خلاصه همین‌جوری سرپا و در آستانه در کلی حرف زدیم.

بعد که رفت، کلی ذوق کردم. به چشم‌هایی که برق می‌زند و می‌گوید “من می‌خواهم یک نویسنده معروف بشوم”. ذوق کردم به تلاش خودش که با این همه انرژی می‌داند چطور ساعاتی را هم برای رویایش با خودش خلوت کند. ذوق کردم برای همه آن‌هایی که در این ۱۱ سال با او تعامل داشتند و حالا می‌توانند حسابی کیف کنند. ذوق کردم که درست است ما در خاطره تاریخی‌مان چیزی به نام کتابخانه نشنیده‌ایم اما دست‌کم بچه‌های این روزها می‌توانند فکر کنند کتابخانه چطور جایی است …

اخبار مرتبط

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در خبرنامه ما عضو شوید :