نقش کتابخانه در مدارس انتاریو

"نقش کتابخانه ها در مدارس" به روایت لیلا کاظم زاده، معلم رسمی مدارس انتاریو- کانادا: وقتی وارد اتاق معلمان شدم تا ناهار بخورم به من التماس کرد مرا ببر. معلوم نبود چند روز آن­جا معطل مانده بود تا تکلیفش در آخرین ایستگاه معلوم شود. کمی درنگ کردم تا بقیه دوستانش را هم برانداز کنم. آن­ هایی که خوشم آمد هم اتفاقاً جلدهای­شان کهنه بود و نقاشی­ های داخل­شان خوش­رنگ و جذاب. گوش ه­ای در یک جعبه نشسته بودند و منتظر کیفی که سوارشان کند و با خود ببرد تا از خطر خمیر شدن حتمی جان سالم به در ببرند. یادداشتی روی جعبه بود: "لطفا از خود پذیرایی کنید". تا جایی که توانستم، کتاب­ های خسته را برداشتم تا بتوانند دوران بازنشستگی خود را در کتابخانه ­ی شخصی فرزندم سپری کنند.

درست حدس زدید! من یک معلم مدرسه و علاقه­ مند به کتاب هستم که در تورنتو زندگی می­ کنم. از بس که خانه­ کتابدار را در محله­ ی دوست­ داشتنی منیریه­ ی تهران دوست دارم، این نوشته را تقدیم به اعضا و دست ­اندرکاران آن­جا می­ کنم تا خیالم راحت شود شما هم سری به مدارس تورنتو زده­ و از سرنوشت کتاب­ ها و کتابخانه ­های مدارس باخبر شده ­اید.

سرنوشت کتاب­ های خوشبخت، استفاده­ شدنِ بسیار است. پیش­ترها جلدکردن کتاب­ های درسی، یک بخش از خوش گذرانی دوران مدرسه ما بود و اگر موی فرش بین جلد نایلونی و کتاب نمی­ رفت فتحِ بزرگی محسوب می­ شد. اما کتاب، در دبستان­ های امروز، به دلیل کارکرد متفاوتش در آموزش اصلا به جلدکردن نمی­ رسد. آری کتاب، خدمت گزاری بلندهمت و کم ادعاست. حالا کمی از تجربه­ هایم را برایتان بازگو می­ کنم تا ببینیم: کتاب و کتابخانه در دبستان­ های استان انتاریو کانادا کجا و چگونه توسعه­ ی کتابخوانی را ممکن می­ کنند؟

پر واضح است که کتاب در کتابخانه است آن هم به وفور. بیشتر مدارس، معلمی را به منظور سامان دادن به محیط کتابخانه، طراحی و اجرای برنامه ­های خلاق علمی و دست­ ورزی، سفارش کتاب­ های جدید، معرفی کتاب، هماهنگی و برگزاری نمایشگاه کتاب، تسهیل و آموزش تکنیک­ های مؤثر کتاب­خوانی، خارج کردن کتاب­ های فرسوده، خواندن کتاب و طرح سؤال برای دانش ­آموزان به منظور گفت­ و­گو و تحلیل و در یک کلام: توسعه­ ی کتاب­خوانی، استخدام می­ کنند. بسته به جمعیت و بودجه­ ی موجود، بخشی از ساعت­ های تدریس یک معلم را به اداره کردن  کتابخانه اختصاص می­ دهند و یا یک معلم فقط برای کتابخانه کار می­ کند. طبق برنامه هفتگی، هر کلاس، ساعتی از هفته را در کتابخانه می­ گذراند. کتاب­ های قبلی برگردانده می­ شوند و بچه ­ها فرصت دارند در میان کتاب­ ها بگردند و برای خود کتابی پیدا کنند و به امانت ببرند. ممکن است جمع کلاس (حدوداً بیست و چند دانش آموز) روی موکت مخصوص بنشینند و معلم کتابخانه روی صندلی خود بنشیند و برایشان کتابی بخواند تا هم درگلستان کتاب صفا کنند و هم بیاموزند.

 انتخاب کتاب به چند دلیل انجام می­ شود:  معرفی کتاب جدید، درخواست معلم اصلی کلاس، نیازهایی که در کلاس یا مدرسه حس می­ شود، آموزش­ های اخلاقی (character trait) که هر ماه بر آن ها تأکید می­ شود و یا فقط یک کتاب برای خواندن و لذت بردن. چینش کتاب­ ها با توجه به موضوعات و گروه سنی سامان یافته است: مثلاً برای گروه سنی پیش دبستانی، کتاب­ ها در سبدهایی در طبقات پایین در دسترس ایشان است.

داخل کلاس ­ها هم کتاب فراوان یافت می­ شود.  قفسه­ ها کنار دیوار، محکم، و کوتاه هستند، تقریباً تا کمر آدم؛ پس کاملاً امن و باثبات هستند. معمولاً یک فضا به کتاب­ های فرهنگ لغت و اطلاعات عمومی و نقشه ­های جغرافیایی تعلق دارد. از آن­جا که در استان ما (و شاید بقیه کانادا) هیچ کتابی از طرف دولت و سیستم آموزشی برای تدریس انتخاب نمی ­شود و فقط سرفصل ­ها به معلمان گفته می­ شود، معلمان خودشان کتاب­ ها را انتخاب و تهیه می ­کنند و طرح درس را با سلیقه خود می­ نویسند. نشر نلسون و پیرسون دو نام معتبر و متداول در دبستان­ ها است. کتاب­ ها اول سال به دانش آموزان داده و در پایان سال تحصیلی پس گرفته می­ شود. یا کتاب­ ها در قفسه­ ی کتاب درسی­ های داخل کلاس است و هر روز دانش آموزان از آن ها استفاده می­ کنند و بعد به قفسه برمی­ گردانند. معمولاً برای درس ریاضی از کتاب درسی استفاده می­ شود. این کتاب­ ها دارای کیفیت چاپ و صحافی بسیار مقاومی هستند.

علاوه بر این دو دسته، کتاب ­های داستانی و غیرداستانی دیگری هم در قفسه ­های کلاس وجود دارد. دانش ­آموزان معمولاً یک کتاب انتخاب می ­کنند و در جا میزی یا همان کشوی زیر میز تحریر خود نگه می ­دارند تا زمانی که از فعالیتی فارغ شده ­اند و وقت اضافه دارند به مطالعه مشغول شوند. مثلا وقتی امتحان خود را نوشته ­اند و باید منتظر بقیه اهل کلاس باشند، اگر بشنوند: «کتاب­ های تان را بخوانید»، به دنبال کتاب راه نمی ­افتند، همان کتاب داخل جامیزشان را بیرون آورده و مطالعه می ­کنند. کتاب ­های داستانی مجموعه ­ای، از پرطرفدارترین ­ها هستند. تولید کتاب­ هایی که بر جنبه ­ی هنر و خیال­ انگیزی بیش از آموزش تمرکز دارند فراوان است. دیده ­ام در بعضی کلاس­ ها بچه­ ها از زنگ تفریح برگشته ­اند و بسیار خسته یا هیجان زده ­اند و می ­دانند قانون این کلاس این است که اول باید ده دقیقه کتاب بخوانند. یاتصور کنید وقفه ­ای کوچک پیش آمده و معلم چند دقیقه وقت برای خودش لازم دارد: «بچه ­ها کتاب تان را بخوانید!» این داشتن کتاب مورد علاقه در جا میز و همین ده پانزده دقیقه خواندن­ ها تفاوت­ های بسیار بزرگی را در مدیریت کلاس سبب می­ شود.  چه بسا بچه­ های پُر انرژی که چند دقیقه بیکار بمانند و شیطنت ­ها و خرابی ها به بار آورند.

 گاهی هم بچه ­ها باید کتابی را بخوانند و تکلیف خاصی را انجام دهند مثلا عناصر داستانی را بیابند یا تحلیل کنند. و این خواندن، بخشی از ساعت مقرر هفتگی درس زبان و درک مطلب است.

خواندن دسته جمعی: یکی از ساعت­ های مورد علاقه ­ی بچه ­ها وقتی است که معلم برای آن­ها کتاب می ­خواند و آنها گوش می­ دهند. تصور کنید یک رمان بلند را انتخاب کرده ­اند و هر روز پس از فارغ شدن از کارهای روزانه چند دقیقه استراحت می ­کنند و مشتاقانه داستان را دنبال می ­کنند. این نوعی تشویق و فعالیت فرهنگ­ ساز و جمعیِ دلپذیر است.

برخی کلاس­ ها هم نقطه­ ای از کلاس را به گوشه دنج کتابخوانی تبدیل می ­کنند و قفسه کوچک کتاب و چند­تایی بالش و فرش کوچکی فراهم می­ کنند. بیشتر کلاس ­ها با دانش ­آموزان کمتر (تا کلاس چهارم) چنین می­ کنند و به این ترتیب نقطه­ ی امنی برای پیش­گیری از برخی مشکلات بچه­ های خسته و پرجنب ­و­ جوش، پیش ­بینی می­ کنند. ممکن است دانش ­آموزی که اختلال تمرکز حواس دارد به چند دقیقه استراحت نیاز داشته باشد. از برکات این گوشه ­ی دنج این­که برخی معلم­ ها دو دانش ­آموزی را که با هم بحث دارند، به نشستن و گفت و شنود در این محل دعوت می­ کنند.

معلم مجموعه کتاب­ هایی هم در اختیار دارد که سطح خواندن و درک مفهوم را درجه ­بندی (level) کرده ­اند. این کتاب­ ها اگرچه ظاهراً درسی نیستند، اما برای آموزش زبان انگلیسی استفاده می­ شوند. این کتاب­ ها به شکل مستقیم آموزش صفت و ضمیر و اسم و قید نداده ­است. بلکه این محتوای درسی، در آن­ ها گنجانده شده است. معمولاً معلم آن­ ها را در سبدهای مختلف به طور تفکیکی نگه می­دارد، مانند یک سبد برای سطح هیجده و ...  در ضمن برای هر سال تحصیلی حدی از انتظارات سطح خواندن تعریف می­ شود. برای مثال، اگر در ابتدای سال، سطح چهارده هستند، هدف این­ است که تا پایان سال به سطح بیست برسند.

کتابی که در دست بچه­ ها است، قضاوت سرانگشتی از میزان توانایی و علایق دانش ­آموزان به دست می­ دهد. سطح کتاب ­ها با شماره یا حروف مشخص می­ شوند.

 کتاب­ های سطح­ بندی شده ویژه ارزیابی مهارت خواندن دانش آموزان (DRA)، گروه دیگری هستند که به دلیل این­که فقط در اختیار معلمان است، معرفی آن­ها در این مقاله نمی ­گنجد.

یک نمونه­ ی دیگر از نقش کتاب هم این است که ممکن است معلم برای آموزش دروس دیگر، مانند علوم، کتاب­ هایی را از کتابخانه جدا و کنار گذاشته و با توجه به موضوع، آن­ها را دسته­ بندی کرده باشد تا در اختیار دانش ­آموزان قرار دهد و بچه­ ها بخوانند و یادداشت بردارند و تحقیق کنند و به طور گروهی یا انفرادی پروژه خود را کامل کنند. برای آموزش حشرات، سنگ­ های معدنی، اهرم،  انرژی، و هر آن­چه باید بخوانند تا سرفصل­ های علوم را بیاموزند. کتاب­ ها هستند که در کنار فعالیت ­های عملی و تجربی، چرخ آموزش را جلو می ­برند. معلم ­ها به نوبت از کتاب­ های کتابخانه­ ی مدرسه استفاده می­ کنند یا از متعلقات معلم دیگر قرض می­ گیرند، یا حتی از کتابخانه عمومی امانت می­ گیرند.

یک راه جالب برای تسهیل تهیه­ ی کتاب، بده بستان خوبی است که انتشارات (scholastic) با مدرسه ­ها ایجاد کرده است. کتاب­ ها در این سیستم، اول این­که قیمت ارزان­ تری دارند. چون تأکید بر سود از راه حجم فروش بالا است. دوم، مخاطبان کتاب­ ها، گروه­ های سنی تفکیک شده هستند. پس به نوعی کار انتخاب کمی راحت­ تر است. مدارس بروشور فروش را هر ماه به دانش آموزان می­ دهند تا بچه­ها بتوانند کتاب­ های مورد علاقه ­شان را همراه خانواده ببینند و انتخاب کنند، مبلغش را به ­طور آنلاین پرداخت کنند یا ب­طور نقدی به مدرسه بفرستند و بعد کتاب را در مدرسه تحویل بگیرند. اگرچه این کتاب­ها برای دانش ­آموزان نوشته و تهیه شده ­اند و بسیار جذاب هستند، اما مثل بقیه­ ی لوازم فرهنگی، پسندیده ­تر آن است که انتخاب­ گری را به فرزندان­مان یاد بدهیم. بخشی از سود فروش کتاب، به صورت کتاب رایگان، به خود مدرسه یا معلم برمی­ گردد که در نهایت، سبب غنی­ شدن کتابخانه­ ی مدرسه می­ شود. این بنگاه انتشاراتی سالی چند بار در مدارس، نمایشگاه و فروشگاه کتاب هم برگزار می­ کند و بچه­ ها ممکن است دقایقی همراه معلم خود به دیدن نمایشگاه بروند و هم بعد از ساعت مدرسه، با والدین خود، به دیدن و خرید کتاب بپردازند. برخی معلمان کتاب­ هایی که قرار است برای کلاس بخرند را بنا به درخواست بچه­ ها انتخاب می­کنند. معلمان علاوه بر دستمزد، وجهی برای تهیه لوازم آموزشی دریافت می­ کنند.

کتاب ­های مجازی در این عصر، یکی از ابزارهای انتقال اطلاعات و نیز سنجش تحصیلی هستند و با اهداف آموزشی و  آموزشی-سرگرمی، بخشی از اوقات فرزندان ما را در مدارس و حتی در خانه پر می­کنند. این کتاب­­ ها معمولاً در وب­سایت­ هایی هستند که مدارس به منظور استفاده ­ی دانش ­آموزان در آن­ها عضو می­ شوند و برای بچه­ ها نام و شماره کاربری رایگان صادر می­ کنند. Reading A-Z Razkids یکی از این وبسایت ­های مفید و مؤثر، با کتاب­ های سطح­ بندی شده است. در ایام شیوع بیماری کرونا بسیاری از خدمات وب­سایت­ های کتاب الکترونیکی درخور اعتنا و مناسب، به طور رایگان در اختیار معلمان قرار گرفت.

علاوه بر این­ ها، گاهی در مدرسه مسابقه ­ی کتاب­خوانی هم برپا می­ شود و یک طرح نو با اهداف بدیع آموزشی به جریان می­افتد.

راستی کتاب­ های بازنشسته که در ابتدای این نوشته با آن­ها آشنا شدید، وقتی در خانه ­ی ما شروع کردند به خمیازه کشیدن، به مکان اهدای اجناس دوم نقل مکان خواهند کرد. کتاب در زندگی و سرنوشت بچه­ ها نفوذ می­ کند و چیزی بیش از متنی برای رونویسی و مشق شب است!

کارگاه مادر و کودک مجازی: بازیگوشی های قبل از کلاس اول

دوره های هَمبازی مجازی: بازیگوشی های قبل از کلاس اول (کارگاه بازی مادر و کودک): اين کلاس ها به صورت آنلاین برگزار می شوند .شامل بازی های علمی، ریاضی، حرکتی، آمادگی خواندن و نوشتن، تمرکز، کارکردهای اجرایی مغز و بازی های رشدی هستند. بازی هایي شاد که یادگیری های فراوانی برای بچه ها به همراه دارد و آنها را برای رفتن به مدرسه آماده می کند. به علاوه فرصتی است که مامان ها تعداد بسیاری بازی یاد بگیرند که می توانند فرای ساعات کلاسی نیز آگاهانه با بچه ها بازی کنند. این دوره ها از سوی خانم فائزه وحدت نیا، کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی دانشگاه تهران و کارشناس بازی و اسباب بازی به تویز در خانه کتابدار کودک و نوجوان برگزار می شود.

کودکان 5 تا 6 ساله می توانند در این دوره شرکت کنند.

آغاز دوره : 24 تیر 1399

زمان : سه شنبه ها _ ساعت 12 تا 12:50

اطلاعات بیشتر را می توانید از کتابخانه کودک و نوجوان دریافت کنید.

تلفن ثبت نام : 02166962904

ساعات تماس: شنبه تا چهارشنبه، ساعت ٩ تا ١٤

کارگاه مادر و کودک مجازی: بازی های بپر بپر

دوره های هَمبازی مجازی: بازی های بپر بپر (کارگاه بازی مادر و کودک): این کلاس ها به صورت آنلاین برگزار می شوند. شامل بازی های حرکتی مختلف هستند و برای تقویت مهارت های ورزشی، حرکتی ظریف و درشت، تمرکز و هوش فضایی بچه ها عالی هستند. به علاوه فرصتی است که مامان ها هم با بچه ها بازی و ورزش کنند.  این دوره ها از سوی خانم فائزه وحدت نیا، کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی دانشگاه تهران و کارشناس بازی و اسباب بازی به تویز در خانه کتابدار کودک و نوجوان برگزار می شود.

کودکان 4 تا 7 ساله می توانند در این دوره شرکت کنند.

آغاز دوره : 22 تیر 1399

زمان : يکشنبه ها، ساعت 13 تا 13:30

اطلاعات بیشتر را می توانید از کتابخانه کودک و نوجوان دریافت کنید.

تلفن ثبت نام : 02166962904

ساعات تماس: شنبه تا چهارشنبه، ساعت ٩ تا ١٤

جشن تيرگان ١٣٩٩ مجازى

هر سال جشن تیرگان را در خانه کتابدار باهم جشن می‌گرفتیم.  تصمیم گرفتیم امسال نیز مانند هرسال این جشن را با تغییرات کوچک برپا کنیم. به خانه‌های شما بیاییم و درباره تیرگان بیشتر بدانیم. "فرشته قبادی" عضو شورای کتاب کودک و کمیته ترویج خواندن که تسهیلگر جشن تیرگان بوده‌ است، روایتگر آن است. 

ضمنِ برپایی این جشن برای کودکان این سوال‌ها را با خودمان مرور می‌کنیم: چرا ایرانیان "جشن" را خلق کردند؟ آیا می‌خواستند قانع باشند و با شکرگزاری مشکلات را فراموش کنند؟ آیا می‌خواستند برای مشکلات، با روحیه‌ای تازه راه‌حل پیدا کنند؟ آیا اساسا تسلیم مشکلات بودند یا با آن‌ها می‌جنگیدند؟ آیا ... 

"جشن" امروز چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ ...

قصه های ترویج

چای می نوشیم، کتاب می خوانیم-زمان

چای می نوشیم، کتاب می خوانیم-زمان

“چای می نوشیم، کتاب می خوانیم”

“زمان”

یک میز در میان و صندلی هایی دور آن. یک سر میز کتاب “مدیریت زمان”، تریسی به تو نگاه می کند و در سوی دیگر میز کتاب “هستی و زمان”، هایدگر. روی میز ساعتی قرار دارد با تیک تیک هایی آرام و پیوسته و نخ هایی بلند و کوتاه گره خورده به این زمان-­نگه­دار.

دوستان وارد می شوند. چه ساعتی از شبانه روز را دوست دارید می توانید یکی از صندلی ها را که ساعت شما روی آن نوشته شده انتخاب کنید.

آیا کسی بی زمانی را انتخاب می کند ؟! .

همه ساعت های مچی و موبایل ها را روی میز قرار می دهیم. و قرار می شود با یک جمله از “زمان” نشست را شروع کنیم :

زمین و زمان را به هم بدوزیم

زمان و حسرت

کاش ساعت برنارد داشتم

زمان کیمیاست

زمان رو نگه داریم

خواننده حسین زمان

مدیریت زمان

نگران گذشتن زمان نیستم

اصلا با زمان چه کار داریم ؟!

سفر در زمان

کاش شبانه روز ۷۲ ساعت بود

عشق زمان ندارد

بنشین برلب جوی و گذر عمر ببین

گذشته ها گذشته

زمان فیزیکی است یا ذهنی ؟

زمان بهترین درمان برای زخم های زندگی

نگاهمان به زمان چیست و از زمان چه می خواهیم ؟!

می خواهیم زمان را کنترل کنیم

“در جستجوی زمان از دست رفته”  پروست

در میان جمله ها از جایی ساعتی کشف می شود و به روی میز انتقال داده می شود. زمان نگه داری دقیق، زمان نگه داری با یک ساعت تاخیر که می دود خودش را به ساعت دقیق برساند، زمان نگه داری به خواب رفته و آسوده از شتاب، ساعتی کوچک و زیرک که مطمین است روی مچی قرار می گیرد و می تواند صاحبش را مدام به دو وادارد یا آرام نگه اش دارد و ساعتی درشت که می داند مورد توجه همگان است و با غرور هرچه تمام تر کنترلش را بر مخاطبان به رخ می کشد.

از حاضران سوال می شود مساله تان با “زمان” چیست ؟ با این مفهوم چگونه مواجه می شوید ؟ از مواجهه تان با زمان چه دستاوردی دارید ؟ هر آنچه می خواهید از زمان بگویید …

دوستی می گوید همین کتاب “مدیریت زمان” را بخوانید همه مشکلتان حل می شود. دوستی می گوید زمانی که گذشته گذشته است اما برای من مهم است که حال را چگونه بگذرانم و این دغدغه ام است. دوستی می گوید هر چیزی زمانی دارد و بهتر است در آن زمان انجام شود چون با کیفیت بهتری انجام می شود. من کارهای زیادی برای انجام دادن دارم و نمی توانم آنها را زمان بندی کنم می دانم باید اولویت بندی کنم ولی بازهم می بینم همه شان اولویت دارند. و …

بحث جدی می شود از جنس اینکه در ظرف زمان چه کارهایی می شود کرد. کارهایی که در سنی می توان انجام داد و دیگر نمی شود و اینکه زمان مفهومی کیفی است و در هر لحظه می توان دست به کاری شد و مقید به زمان نیست. اگر همه چیزها در مفهوم محدود زمان تعریف شود بشر امیدش را ازدست می دهد. مدام جمله ها تاکید می کند زمان در مختصاتی خطی در حال از دست رفتن است. اگر در فلان سن ازدواج نکنید اگر در فلان سن بچه دار نشوید اگر در فلان سن با موسیقی عجین نشوید و … و در پاسخ به این مفهوم از زمان، کسانی که در زمان های غیر متعارف کارهایی کرده اند، احتمالا استثنا بوده اند. پس بازهم تاکید بر مدیریت زمان و تحت کنترل در آوردنش. غصه و حسرت از گذشتنش. ظرفی که فراخی هایش را مدام از دست می دهد و محدود تر می شود.

ساعت ها بی حرکت روی میز قرار گرفته اند گویا آنقدر تعدادشان زیاد شده است که دیگر کسی به آنها توجهی نمی کند. یکی آرام تیک تیک می کند اما مابقی به خواب رفته اند و بی سرو صدا به ما گوش می دهند و شاید هم با خود زمزمه می کنند “عجب قدرت ای هستیم بی خبر از همه جا گوشه ی دیواری، لب طاقچه ای، روی میزی می نشینیم و آدمیان را اسیر خود کرده ایم. تازگی ها که ما را هم ندیده می ترسند و می دوند …”

هر کسی بندی گره خورده به زمان نگه دار را به انگشتش می بندد و در فاصله ای به اندازه طول بند می نشیند. می خواهیم در جمع اما در خلوت خود به آن کاری بپردازیم که همیشه با خود گفته ایم “هر وقت فرصت پیدا کردم خیلی دلم می خواد این کارو انجام بدم”  …  ده دقیقه سکوت …

حس تان چیست پس از این ده دقیقه :

تعهد نسبت به زمان

دخیل بستن به زمان

اصلا نمی دانم چه کاری دوست دارم انجام بدهم

بند کوتاه، وقت کمتر

تمرکز بیشتر

اسیر شدن

قید و بند زندگی

همگام شدن با جمع

به خاطر دارید چه وقت زمان را ایستاده یا کش آمده درک کرده اید ؟ چه وقت بی زمانی را تجربه کرده اید ؟ با این دو سوال به سر دیگر میز که کتاب “هستی و زمان” با وقار و سنگینی نشسته است نزدیک می شویم. آیا مفهوم دیگری از زمان هست که آن را نقطه های پیوسته خطی که در گذر است نبیند. خطی که این چنین انسان را نگران از دست دادنش کرده است و می خواهد به هر ترتیب که شده تحت کنترل و مدیریت دربیاورد. زمان را با معیارهایی چون موفقیت و کار بیشتر می سنجد و در نرسیدنش مضطرب می شود. مدام برنامه ریزی می کند، چنان برنامه ای که فرصت مواجهه با رویداد را ازدست می دهد. رویدادی که همه چیز را به هم بزند. شاید هم از ترس مواجهه با آن، به برنامه ریزی ها و مدیریت ها پناه می برد.

زمان در مواجهه با رویداد مفهوم می یابد. رویداد، کنه غیر تقویمی زمان را آشکار می کند. زمان واقعی را در واقعیتش، رویداد افشا می کند. رویداد به طرز فاجعه آمیزی سبک و سیاق زندگی را تغییر می دهد. آشوب ایجاد می کند و توالی را از بین می برد. هم پیوستگی را به هم می زند و هم پیوستگی جدیدی ایجاد می کند. زمان کار، زمان های این همانی است، زمان های خالی که با کار پر می شوند. و زمان های اگزیستانسیل کیفی است، هیچ دقیقه ای با دقیقه ای شبیه نیست….

نشست متوقف می شود بی توضیح بیشتر …

با آرزوی جسارت و فروتنی مواجهه با رویدادها …

اخبار مرتبط

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در خبرنامه ما عضو شوید :