نقش کتابخانه در مدارس انتاریو

"نقش کتابخانه ها در مدارس" به روایت لیلا کاظم زاده، معلم رسمی مدارس انتاریو- کانادا: وقتی وارد اتاق معلمان شدم تا ناهار بخورم به من التماس کرد مرا ببر. معلوم نبود چند روز آن­جا معطل مانده بود تا تکلیفش در آخرین ایستگاه معلوم شود. کمی درنگ کردم تا بقیه دوستانش را هم برانداز کنم. آن­ هایی که خوشم آمد هم اتفاقاً جلدهای­شان کهنه بود و نقاشی­ های داخل­شان خوش­رنگ و جذاب. گوش ه­ای در یک جعبه نشسته بودند و منتظر کیفی که سوارشان کند و با خود ببرد تا از خطر خمیر شدن حتمی جان سالم به در ببرند. یادداشتی روی جعبه بود: "لطفا از خود پذیرایی کنید". تا جایی که توانستم، کتاب­ های خسته را برداشتم تا بتوانند دوران بازنشستگی خود را در کتابخانه ­ی شخصی فرزندم سپری کنند.

درست حدس زدید! من یک معلم مدرسه و علاقه­ مند به کتاب هستم که در تورنتو زندگی می­ کنم. از بس که خانه­ کتابدار را در محله­ ی دوست­ داشتنی منیریه­ ی تهران دوست دارم، این نوشته را تقدیم به اعضا و دست ­اندرکاران آن­جا می­ کنم تا خیالم راحت شود شما هم سری به مدارس تورنتو زده­ و از سرنوشت کتاب­ ها و کتابخانه ­های مدارس باخبر شده ­اید.

سرنوشت کتاب­ های خوشبخت، استفاده­ شدنِ بسیار است. پیش­ترها جلدکردن کتاب­ های درسی، یک بخش از خوش گذرانی دوران مدرسه ما بود و اگر موی فرش بین جلد نایلونی و کتاب نمی­ رفت فتحِ بزرگی محسوب می­ شد. اما کتاب، در دبستان­ های امروز، به دلیل کارکرد متفاوتش در آموزش اصلا به جلدکردن نمی­ رسد. آری کتاب، خدمت گزاری بلندهمت و کم ادعاست. حالا کمی از تجربه­ هایم را برایتان بازگو می­ کنم تا ببینیم: کتاب و کتابخانه در دبستان­ های استان انتاریو کانادا کجا و چگونه توسعه­ ی کتابخوانی را ممکن می­ کنند؟

پر واضح است که کتاب در کتابخانه است آن هم به وفور. بیشتر مدارس، معلمی را به منظور سامان دادن به محیط کتابخانه، طراحی و اجرای برنامه ­های خلاق علمی و دست­ ورزی، سفارش کتاب­ های جدید، معرفی کتاب، هماهنگی و برگزاری نمایشگاه کتاب، تسهیل و آموزش تکنیک­ های مؤثر کتاب­خوانی، خارج کردن کتاب­ های فرسوده، خواندن کتاب و طرح سؤال برای دانش ­آموزان به منظور گفت­ و­گو و تحلیل و در یک کلام: توسعه­ ی کتاب­خوانی، استخدام می­ کنند. بسته به جمعیت و بودجه­ ی موجود، بخشی از ساعت­ های تدریس یک معلم را به اداره کردن  کتابخانه اختصاص می­ دهند و یا یک معلم فقط برای کتابخانه کار می­ کند. طبق برنامه هفتگی، هر کلاس، ساعتی از هفته را در کتابخانه می­ گذراند. کتاب­ های قبلی برگردانده می­ شوند و بچه ­ها فرصت دارند در میان کتاب­ ها بگردند و برای خود کتابی پیدا کنند و به امانت ببرند. ممکن است جمع کلاس (حدوداً بیست و چند دانش آموز) روی موکت مخصوص بنشینند و معلم کتابخانه روی صندلی خود بنشیند و برایشان کتابی بخواند تا هم درگلستان کتاب صفا کنند و هم بیاموزند.

 انتخاب کتاب به چند دلیل انجام می­ شود:  معرفی کتاب جدید، درخواست معلم اصلی کلاس، نیازهایی که در کلاس یا مدرسه حس می­ شود، آموزش­ های اخلاقی (character trait) که هر ماه بر آن ها تأکید می­ شود و یا فقط یک کتاب برای خواندن و لذت بردن. چینش کتاب­ ها با توجه به موضوعات و گروه سنی سامان یافته است: مثلاً برای گروه سنی پیش دبستانی، کتاب­ ها در سبدهایی در طبقات پایین در دسترس ایشان است.

داخل کلاس ­ها هم کتاب فراوان یافت می­ شود.  قفسه­ ها کنار دیوار، محکم، و کوتاه هستند، تقریباً تا کمر آدم؛ پس کاملاً امن و باثبات هستند. معمولاً یک فضا به کتاب­ های فرهنگ لغت و اطلاعات عمومی و نقشه ­های جغرافیایی تعلق دارد. از آن­جا که در استان ما (و شاید بقیه کانادا) هیچ کتابی از طرف دولت و سیستم آموزشی برای تدریس انتخاب نمی ­شود و فقط سرفصل ­ها به معلمان گفته می­ شود، معلمان خودشان کتاب­ ها را انتخاب و تهیه می ­کنند و طرح درس را با سلیقه خود می­ نویسند. نشر نلسون و پیرسون دو نام معتبر و متداول در دبستان­ ها است. کتاب­ ها اول سال به دانش آموزان داده و در پایان سال تحصیلی پس گرفته می­ شود. یا کتاب­ ها در قفسه­ ی کتاب درسی­ های داخل کلاس است و هر روز دانش آموزان از آن ها استفاده می­ کنند و بعد به قفسه برمی­ گردانند. معمولاً برای درس ریاضی از کتاب درسی استفاده می­ شود. این کتاب­ ها دارای کیفیت چاپ و صحافی بسیار مقاومی هستند.

علاوه بر این دو دسته، کتاب ­های داستانی و غیرداستانی دیگری هم در قفسه ­های کلاس وجود دارد. دانش ­آموزان معمولاً یک کتاب انتخاب می ­کنند و در جا میزی یا همان کشوی زیر میز تحریر خود نگه می ­دارند تا زمانی که از فعالیتی فارغ شده ­اند و وقت اضافه دارند به مطالعه مشغول شوند. مثلا وقتی امتحان خود را نوشته ­اند و باید منتظر بقیه اهل کلاس باشند، اگر بشنوند: «کتاب­ های تان را بخوانید»، به دنبال کتاب راه نمی ­افتند، همان کتاب داخل جامیزشان را بیرون آورده و مطالعه می ­کنند. کتاب ­های داستانی مجموعه ­ای، از پرطرفدارترین ­ها هستند. تولید کتاب­ هایی که بر جنبه ­ی هنر و خیال­ انگیزی بیش از آموزش تمرکز دارند فراوان است. دیده ­ام در بعضی کلاس­ ها بچه­ ها از زنگ تفریح برگشته ­اند و بسیار خسته یا هیجان زده ­اند و می ­دانند قانون این کلاس این است که اول باید ده دقیقه کتاب بخوانند. یاتصور کنید وقفه ­ای کوچک پیش آمده و معلم چند دقیقه وقت برای خودش لازم دارد: «بچه ­ها کتاب تان را بخوانید!» این داشتن کتاب مورد علاقه در جا میز و همین ده پانزده دقیقه خواندن­ ها تفاوت­ های بسیار بزرگی را در مدیریت کلاس سبب می­ شود.  چه بسا بچه­ های پُر انرژی که چند دقیقه بیکار بمانند و شیطنت ­ها و خرابی ها به بار آورند.

 گاهی هم بچه ­ها باید کتابی را بخوانند و تکلیف خاصی را انجام دهند مثلا عناصر داستانی را بیابند یا تحلیل کنند. و این خواندن، بخشی از ساعت مقرر هفتگی درس زبان و درک مطلب است.

خواندن دسته جمعی: یکی از ساعت­ های مورد علاقه ­ی بچه ­ها وقتی است که معلم برای آن­ها کتاب می ­خواند و آنها گوش می­ دهند. تصور کنید یک رمان بلند را انتخاب کرده ­اند و هر روز پس از فارغ شدن از کارهای روزانه چند دقیقه استراحت می ­کنند و مشتاقانه داستان را دنبال می ­کنند. این نوعی تشویق و فعالیت فرهنگ­ ساز و جمعیِ دلپذیر است.

برخی کلاس­ ها هم نقطه­ ای از کلاس را به گوشه دنج کتابخوانی تبدیل می ­کنند و قفسه کوچک کتاب و چند­تایی بالش و فرش کوچکی فراهم می­ کنند. بیشتر کلاس ­ها با دانش ­آموزان کمتر (تا کلاس چهارم) چنین می­ کنند و به این ترتیب نقطه­ ی امنی برای پیش­گیری از برخی مشکلات بچه­ های خسته و پرجنب ­و­ جوش، پیش ­بینی می­ کنند. ممکن است دانش ­آموزی که اختلال تمرکز حواس دارد به چند دقیقه استراحت نیاز داشته باشد. از برکات این گوشه ­ی دنج این­که برخی معلم­ ها دو دانش ­آموزی را که با هم بحث دارند، به نشستن و گفت و شنود در این محل دعوت می­ کنند.

معلم مجموعه کتاب­ هایی هم در اختیار دارد که سطح خواندن و درک مفهوم را درجه ­بندی (level) کرده ­اند. این کتاب­ ها اگرچه ظاهراً درسی نیستند، اما برای آموزش زبان انگلیسی استفاده می­ شوند. این کتاب­ ها به شکل مستقیم آموزش صفت و ضمیر و اسم و قید نداده ­است. بلکه این محتوای درسی، در آن­ ها گنجانده شده است. معمولاً معلم آن­ ها را در سبدهای مختلف به طور تفکیکی نگه می­دارد، مانند یک سبد برای سطح هیجده و ...  در ضمن برای هر سال تحصیلی حدی از انتظارات سطح خواندن تعریف می­ شود. برای مثال، اگر در ابتدای سال، سطح چهارده هستند، هدف این­ است که تا پایان سال به سطح بیست برسند.

کتابی که در دست بچه­ ها است، قضاوت سرانگشتی از میزان توانایی و علایق دانش ­آموزان به دست می­ دهد. سطح کتاب ­ها با شماره یا حروف مشخص می­ شوند.

 کتاب­ های سطح­ بندی شده ویژه ارزیابی مهارت خواندن دانش آموزان (DRA)، گروه دیگری هستند که به دلیل این­که فقط در اختیار معلمان است، معرفی آن­ها در این مقاله نمی ­گنجد.

یک نمونه­ ی دیگر از نقش کتاب هم این است که ممکن است معلم برای آموزش دروس دیگر، مانند علوم، کتاب­ هایی را از کتابخانه جدا و کنار گذاشته و با توجه به موضوع، آن­ها را دسته­ بندی کرده باشد تا در اختیار دانش ­آموزان قرار دهد و بچه­ ها بخوانند و یادداشت بردارند و تحقیق کنند و به طور گروهی یا انفرادی پروژه خود را کامل کنند. برای آموزش حشرات، سنگ­ های معدنی، اهرم،  انرژی، و هر آن­چه باید بخوانند تا سرفصل­ های علوم را بیاموزند. کتاب­ ها هستند که در کنار فعالیت ­های عملی و تجربی، چرخ آموزش را جلو می ­برند. معلم ­ها به نوبت از کتاب­ های کتابخانه­ ی مدرسه استفاده می­ کنند یا از متعلقات معلم دیگر قرض می­ گیرند، یا حتی از کتابخانه عمومی امانت می­ گیرند.

یک راه جالب برای تسهیل تهیه­ ی کتاب، بده بستان خوبی است که انتشارات (scholastic) با مدرسه ­ها ایجاد کرده است. کتاب­ ها در این سیستم، اول این­که قیمت ارزان­ تری دارند. چون تأکید بر سود از راه حجم فروش بالا است. دوم، مخاطبان کتاب­ ها، گروه­ های سنی تفکیک شده هستند. پس به نوعی کار انتخاب کمی راحت­ تر است. مدارس بروشور فروش را هر ماه به دانش آموزان می­ دهند تا بچه­ها بتوانند کتاب­ های مورد علاقه ­شان را همراه خانواده ببینند و انتخاب کنند، مبلغش را به ­طور آنلاین پرداخت کنند یا ب­طور نقدی به مدرسه بفرستند و بعد کتاب را در مدرسه تحویل بگیرند. اگرچه این کتاب­ها برای دانش ­آموزان نوشته و تهیه شده ­اند و بسیار جذاب هستند، اما مثل بقیه­ ی لوازم فرهنگی، پسندیده ­تر آن است که انتخاب­ گری را به فرزندان­مان یاد بدهیم. بخشی از سود فروش کتاب، به صورت کتاب رایگان، به خود مدرسه یا معلم برمی­ گردد که در نهایت، سبب غنی­ شدن کتابخانه­ ی مدرسه می­ شود. این بنگاه انتشاراتی سالی چند بار در مدارس، نمایشگاه و فروشگاه کتاب هم برگزار می­ کند و بچه­ ها ممکن است دقایقی همراه معلم خود به دیدن نمایشگاه بروند و هم بعد از ساعت مدرسه، با والدین خود، به دیدن و خرید کتاب بپردازند. برخی معلمان کتاب­ هایی که قرار است برای کلاس بخرند را بنا به درخواست بچه­ ها انتخاب می­کنند. معلمان علاوه بر دستمزد، وجهی برای تهیه لوازم آموزشی دریافت می­ کنند.

کتاب ­های مجازی در این عصر، یکی از ابزارهای انتقال اطلاعات و نیز سنجش تحصیلی هستند و با اهداف آموزشی و  آموزشی-سرگرمی، بخشی از اوقات فرزندان ما را در مدارس و حتی در خانه پر می­کنند. این کتاب­­ ها معمولاً در وب­سایت­ هایی هستند که مدارس به منظور استفاده ­ی دانش ­آموزان در آن­ها عضو می­ شوند و برای بچه­ ها نام و شماره کاربری رایگان صادر می­ کنند. Reading A-Z Razkids یکی از این وبسایت ­های مفید و مؤثر، با کتاب­ های سطح­ بندی شده است. در ایام شیوع بیماری کرونا بسیاری از خدمات وب­سایت­ های کتاب الکترونیکی درخور اعتنا و مناسب، به طور رایگان در اختیار معلمان قرار گرفت.

علاوه بر این­ ها، گاهی در مدرسه مسابقه ­ی کتاب­خوانی هم برپا می­ شود و یک طرح نو با اهداف بدیع آموزشی به جریان می­افتد.

راستی کتاب­ های بازنشسته که در ابتدای این نوشته با آن­ها آشنا شدید، وقتی در خانه ­ی ما شروع کردند به خمیازه کشیدن، به مکان اهدای اجناس دوم نقل مکان خواهند کرد. کتاب در زندگی و سرنوشت بچه­ ها نفوذ می­ کند و چیزی بیش از متنی برای رونویسی و مشق شب است!

کارگاه مادر و کودک مجازی: بازیگوشی های قبل از کلاس اول

دوره های هَمبازی مجازی: بازیگوشی های قبل از کلاس اول (کارگاه بازی مادر و کودک): اين کلاس ها به صورت آنلاین برگزار می شوند .شامل بازی های علمی، ریاضی، حرکتی، آمادگی خواندن و نوشتن، تمرکز، کارکردهای اجرایی مغز و بازی های رشدی هستند. بازی هایي شاد که یادگیری های فراوانی برای بچه ها به همراه دارد و آنها را برای رفتن به مدرسه آماده می کند. به علاوه فرصتی است که مامان ها تعداد بسیاری بازی یاد بگیرند که می توانند فرای ساعات کلاسی نیز آگاهانه با بچه ها بازی کنند. این دوره ها از سوی خانم فائزه وحدت نیا، کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی دانشگاه تهران و کارشناس بازی و اسباب بازی به تویز در خانه کتابدار کودک و نوجوان برگزار می شود.

کودکان 5 تا 6 ساله می توانند در این دوره شرکت کنند.

آغاز دوره : 24 تیر 1399

زمان : سه شنبه ها _ ساعت 12 تا 12:50

اطلاعات بیشتر را می توانید از کتابخانه کودک و نوجوان دریافت کنید.

تلفن ثبت نام : 02166962904

ساعات تماس: شنبه تا چهارشنبه، ساعت ٩ تا ١٤

کارگاه مادر و کودک مجازی: بازی های بپر بپر

دوره های هَمبازی مجازی: بازی های بپر بپر (کارگاه بازی مادر و کودک): این کلاس ها به صورت آنلاین برگزار می شوند. شامل بازی های حرکتی مختلف هستند و برای تقویت مهارت های ورزشی، حرکتی ظریف و درشت، تمرکز و هوش فضایی بچه ها عالی هستند. به علاوه فرصتی است که مامان ها هم با بچه ها بازی و ورزش کنند.  این دوره ها از سوی خانم فائزه وحدت نیا، کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی دانشگاه تهران و کارشناس بازی و اسباب بازی به تویز در خانه کتابدار کودک و نوجوان برگزار می شود.

کودکان 4 تا 7 ساله می توانند در این دوره شرکت کنند.

آغاز دوره : 22 تیر 1399

زمان : يکشنبه ها، ساعت 13 تا 13:30

اطلاعات بیشتر را می توانید از کتابخانه کودک و نوجوان دریافت کنید.

تلفن ثبت نام : 02166962904

ساعات تماس: شنبه تا چهارشنبه، ساعت ٩ تا ١٤

جشن تيرگان ١٣٩٩ مجازى

هر سال جشن تیرگان را در خانه کتابدار باهم جشن می‌گرفتیم.  تصمیم گرفتیم امسال نیز مانند هرسال این جشن را با تغییرات کوچک برپا کنیم. به خانه‌های شما بیاییم و درباره تیرگان بیشتر بدانیم. "فرشته قبادی" عضو شورای کتاب کودک و کمیته ترویج خواندن که تسهیلگر جشن تیرگان بوده‌ است، روایتگر آن است. 

ضمنِ برپایی این جشن برای کودکان این سوال‌ها را با خودمان مرور می‌کنیم: چرا ایرانیان "جشن" را خلق کردند؟ آیا می‌خواستند قانع باشند و با شکرگزاری مشکلات را فراموش کنند؟ آیا می‌خواستند برای مشکلات، با روحیه‌ای تازه راه‌حل پیدا کنند؟ آیا اساسا تسلیم مشکلات بودند یا با آن‌ها می‌جنگیدند؟ آیا ... 

"جشن" امروز چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ ...

قصه های ترویج

کارگاه ۵ ساله شاهنامه خوانی

کارگاه ۵ ساله شاهنامه خوانی

گزارش کارگاه ۵ ساله شاهنامه خوانی: در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۲، گروهی از اعضای کتابخانه خانواده خانه کتابدار، با تسهیل گری خانم ناهید خامدا دور هم جمع شدند تا هفته ای یک جلسه شاهنامه بخوانند. در ابتدا خواندن ابیات و معنی و شرح آنها به عهده خانم خامدا بود. به تدریج اعضای گروه فقط ابیات را میخواندند و سپس به این توانایی رسیدند که شرح و معنی را نیز با نظارت خانم خامدا خودشان انجام دهند. این دوستان با صبوری و علاقه مندی پس از ۵ سال توانستند شاهنامه را از ابتدا تا انتها بخوانند و معنی کنند و در موردش حرف بزنند. در زیر نوشته هایی از بعضی از شرکت کنندگان در کلاس شاهنامه را میخوانیم که به چگونگی حضور خود در این جلسات اشاره کرده اند و گفته اند که شاهنامه در زندگی آنها چه تأثیری داشته است.

به نام یزدان پاک

وقتی حدودا یک سال و نیم پیش دوستم مرا به کلاس شاهنامه خوانی دعوت کرد هیچ ذهنیتی از این کلاس و دورهمی نداشتم. ابتدا میخواستم برای فرار از افکار غم زده ی یک زن خانه دار به این جمع دوستانه شاهنامه خوانی بپیوندم اما بعد از یک جلسه، تمام خاطرات کودکی ام تازه شد، یاد پدرم افتادم که با چند کلاس سواد در قدیم برایمان شاهنامه میخواند و با صدای بلند به شیوه ی زورخانه ای می گفت: چنین گفت رستم به اسفندیار … اما آن روزگاران هیچ شناختی بر این پهلوانان نداشتم و بعد هم ازدواج و بچه دار شدن مانع مطالعه آزاد شد. اما دوره شاهنامه خوانی کمک کرد اول از همه با دوستانی شاد و آگاه و با دانش آشنا شوم. بعد هم روخوانی صحیح شاهنامه را آموختم و با معنی کردن داستان های آن درس های جالب زندگی آموختم و فهمیدم شاهنامه به دلیل عبرت آموزی یک کتاب کامل ادبی و تاریخی و افسانه است. هر جلسه هر کدام از افراد کلاس یک صفحه از شاهنامه را خواندیم به کمک آموزگار با حوصله خود به معانی و داستان های شاهنامه شناخت کامل پيدا کردیم و شاهنامه به پایان رسید. اما جمع دوستانه ما از هم پراكنده نشد و می خواهیم ادبیات غنی ایران را مرور کنیم.

مهري كمندي

بنام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد

من سال ها بود، دوست داشتم بتوانم شاهنامه را بخوانم و معنی ابیات آن را بفهمم، اما برایم بسیار دشوار بود. تا اینکه توسط یک دوست بسیار عزیز (که در عین حال همسایه ما بود) با کلاس شاهنامه خوانی و خانه کتابدار آشنا شدم. روز اول که به این کلاس آمدم، هم محیط و هم کتاب برایم غریبه بود. وقتی استاد از من خواستند شروع کنم تمام بدنم شروع به لرزش کرد. اما با تشویق استاد شروع به خواندن کردم و کم کم در جلسات بعد راحت تر و روان تر می خواندم. بعد از مدتی شروع به بلندخوانی در منزل برای همسر و فرزندانم کردم و به نوعی آنها هم به شاهنامه علاقه مند شدند. غیر از این قبلا در هر جمعی که می رفتم خیلی راحت نمی توانستم صحبت کنم. اما آشنایی با شاهنامه و حکیم طوس باعث شد که راحت تر در جمع وارد گفت و گو شوم. افزون بر این صاحب دوستان بسیار خوب و مهربانی شدم. کتاب شاهنامه در سده های سوم تا پنجم هجری به نگارش درامد این کتاب محصول بی نظیری از فرهنگ و ادب ایرانی و تاریخ چند قرن زندگی سلاطین و مردم ایران هست و با آن می شود با اشتباهات، نقاط قوت و ضعف مردم و پادشاهان دوران مختلف آشنا شد. در این کتاب میخوانیم که ایرانیان همیشه یکتاپرست بودند و قبل از حمله اعراب به ایران گذشته پرافتخاری داشتند. حتی در قسمت های مختلف میتوان درس زندگی گرفت.
ای کاش قبل از ازدواج با این کتاب پر معنا و محتوا آشنا میشدم.

با تشکر از خانه کتابدار و خانم خامدای عزیز

حوریه متمنی

به نام آنکه به من از من در من نزدیکتر است

سال ها بود که میل آن داشتم سروده نغز و شگفت آفرین دهقان طوس را بخوانم اما هر بار بنا به دلایلی توفیق حاصل نمی شد و فقط جسته گریخته مطالعه و بررسی های جزیی در این زمینه صورت می گرفت تا آنكه دعوت بی تکلف و صمیمی این مهربانان سبب شد که مدت ۲ سال یار و همنشین محفل های یکشنبه این عزیزان دل شده و از معرفت و دانش آنها خوشه چینی کنم. و اما درباره شاهنامه و فردوسی که هر چه بخوانی باز حدیث تازه و نامکرر است. شاهنامه تاریخ کهن ایران و ایرانی است تا همگان بدانند که ایران قبل از اسلام هم فرهنگ داشته، آن هم فرهنگ غنی از ادب و تاریخ. اسطوره هایی نه همانند اسطوره های یونانی که صحنه زندگی مردمان را صحنه کامجویی های خویش قرار داده و سرنوشت بشر را رقم می زدند. بلکه اسطوره هایی که با گذشت و همدلی و راستی و به دور از پلشتی در کشاکش روزگار و با وجود هجوم اقوام دیگر هر بار همچون ققنوس سر از آتش برآورده و هر بار بالنده تر از قبل خود را نموده است. ایرانیان هماره و همیشه نه تنها به وحدانیت آفریدگار كه به آن جهان معنا اعتقاد داشته اند؛ چه اگر آن نبود سِر نی مولانا و سیر مرغان عطار و ناپدید گشتن کیخسرو و…معنا نداشت. آنان برای ما تاریخی بس پر شور و پند آموز به یادگار گذاشتند امید که ما هم از آموزه های آنان ره توشه ای در باب خودشناسی، خدا شناسی، سیاست، مدیریت فردی ، جمعی و ملی بیابیم چنانکه نظریه پردازان غرب از متون مقدس و کهن خود – که قدمتشان به مراتب کمتر از متون ماست- ارائه داده اند.

زهرا شاهی

به نام خداوند جان و خرد

همیشه دوست داشتم با ادبیات کهن پارسی آشنا شوم. اما هیچ گاه از خواندن متون کهن چیزی دستگیرم نمی شد، پس از خواندن آنها خسته می شدم و کنارشان می گذاشتم. تا اینکه پنج سال پیش، در پارک لاله، یک از دوستانم به من پیشنهاد شرکت در کلاس شاهنامه خوانی را داد؛ با ذوق و شوق بسیار در کلاس شاهنامه خوانی، در جمع گرم و صمیمی خانه کتابدار، شرکت کردم. جلسه اول به سختی به خودم جرات دادم تا چند بیت از شاهنامه را در کلاس با صدای بلند بخوانم؛ از اشتباه خواندن در جمع خجالت می کشیدم. اما همچنان با جلسات کلاس پیش رفتم و کم کم نه تنها اعتماد به نفس خواندن شاهنامه را در جمع پیدا کردم، بلکه حالا بسیار از خواندن آن با صدای بلند لذت می بردم و در کلاس لحظه شماری می کردم تا نوبت به من برسد. حالا که به لطف آموزه های خانم خامدا به شناخت خوبی از شاهنامه رسیدم، می بینم شاهنامه با آنکه در قرن چهارم خورشیدی نگاشته شده است، به خواننده قرن چهارده خورشیدی (امروز) نیز درس درست زندگی کردن را مي آموزد. ای کاش در دوران جوانی در چنین کلاسی شرکت می کردم و زودتر به درک شاهنامه می رسیدم و زودتر آن را در زندگی ام به کار می گرفتم.
سپاس از توجه و زمانی که به این کار اختصاص می دهید.
ارادتمند
فریده پویان

اخبار مرتبط

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در خبرنامه ما عضو شوید :